قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3491
تاريخ الفي ( فارسى )
و از جمله وقايع اين سال آنكه ميانهء ابو يوسف يعقوب بن يوسف بن عبد المؤمن و الفنش ملك فرنج « 1 » در بلاد اندلس ، در نهم شعبان اين سال در شمالى مدينه قرطبه ، نزديك به قلعهء رباح « 2 » - كه از قلاع مستحكم فرنگ بود - در موضعى كه به مرج الحديد اشتهار دارد ، نايرهء جدال و قتال اشتعال يافت . و اوّلا شكست بر مسلمانان اتفاق افتاد ، امّا يعقوب بن يوسف آخر الأمر با سپاه قلب ، بر فرنگان حمله آورده ايشان را هزيمت داد و آنچنان غلبه كرد كه - چنانچه در تاريخ ابن اثير جزرى مسطور است - يك لك « 3 » و چهل و شش هزار فرنگى به قتل رسيد و بيست هزار از مسلمانان . و يك لك و چهل و سه هزار خيمه از اردوى فرنگ به دست سپاه يعقوب افتاد ، و چهل و شش هزار اسب تازى ، و صد هزار استر بار ، و يك لك حز و چيزهاى ديگر بر اين قياس بايد كرد . و چون يعقوب اينچنين فتح [ ى ] كرد ، فرمود تا منادى كردند كه هركه هر غنيمتى يافت از آن اوست غير از سلاح . پس آنچه از آلات جنگ از شمشير و نيزه و زره و امثال آن در آن روز پيش يعقوب آوردند ، زياده بر هفتاد هزار بود . و باعث اين جنگ ، اوّلا از الفنش ، ملك فرنج بود ؛ چه ، اوّلا كتابتى به يعقوب نوشته بود ، مضمون آنكه « تو پادشاه اهل اسلام و من پادشاه نصارا ، و كتابى كه بر نبىّ شما وارد شده در آنجا جهاد بر شما واجب است . به اين طريق كه يكى از شما را به ده كس از ما جنگ بايد كرد و يك كس شما را از ده نفر ما در كيش و دين شما روى گردانيدن حرام بود . باز اين جرح در شريعت شما از شما مرتفع شد . و الحال در شريعت شما آن است كه يك كس شما را با دو نفر از ما جنگ كردن واجب است و روى گردانيدن از دو كس ، حرام . اكنون كار شما به جايى رسيده كه يك نفر از ما با ده نفر از شما جنگ مىكند و ظفر مىيابد . اين چه اعتقاد است كه شما بر شريعت خود داريد ؟ الحال تو پادشاه بزرگى و من نيز در ميانهء نصارا پادشاه عظيم الشأنام . مىشنوم كه تو هميشه آرزوى جنگ من دارى ، امّا جرئت نمىتوانى كرد . اكنون صلاح در آن است كه تو آنچه دارى از خزاين و سلاح و اموال ، تمام ، در كشتىها نهاده متوجّه اينجانب شوى . من نيز آنچه دارم برداشته در حدود ولايت تو هرجا كه اختيار كنى ، با تو جنگ مىكنم . اگر تو بر من ظفر يافتى به نهايت آرزوى خود رسيده باشى . اگر من ظفر يافتم ، استحقاق رياست هردو طايفه « 4 » را داشته باشم . » « 5 »
--> ( 1 ) . متن : فيش . منظور ، آلفونس پادشاه فرنگ است كه مركز فرماندهىاش شهر طليطله بود . تصحيح براساس الكامل . ( 2 ) . متن : رياح ، رباح شهر و قلعهاى در اندلس از اعمال طليطله . ( 3 ) . يكصد « لك » به تنهايى برابر صد هزار به كار مىرود . ( 4 ) . يعنى مسلمانان و مسيحيان . ( 5 ) . نامهء آلفونس فرنگى خطاب به يعقوب بن عبد المؤمن بهطور مشروح در الكامل آمده است .